مرگ در می زند...

ناتورِ دشت … یا لعنت به تو ای هولدن کالفیلد

ناتورِ دشتم. می دونم مضحکه ولی فقط دوس دارم همین کارو بکنم، با این که می دونم مضحکه.

مرد راننده تاکسی

انگار می‌خواست از خدا پیش یکی تعریف کرده باشد یا شادی‌ بی‌حد و حصرش از نرفتن به تعمیرگاه در شب عید را با یک نفر دیگر شریک شود.
خواستم از همین جا از او تشکر کنم. که شادی‌اش را با من قسمت کرد.