به درد بخور بودن یعنی چی؟؟؟

چند وقتی میشود که یک عده از کارکنان سازمانی، قصد دارند به جای دیگری بروند. دلیلش خیلی مبهم نیست. پیشنهاد مالی بهتر. امکان رشد شغلی، مسیر رفت و آمد طولانی و هزینه های مالی و روانی آن. طبیعی ترین حق افراد این است که سعی کنند زندگی شان را بهتر کنند. یک قانون قدیمی و ساده اطلاعت بیشتر دربارهبه درد بخور بودن یعنی چی؟؟؟[…]

به احترام رفتار قابل ستایش نشر قطره و به یاد کتاب فروشی دوست داشتنی «چیستا»ی بابل

این روزها فروشگاه های بزرگ در حال بلعیدن مغازه های کوچیک توی محله ها هستند. فروشگاه های بزرگ چند دهنه. چند طبقه. چند هزارمتری. دیگه ذائقه مون به خرید از بقالی محل نمیخوره. ترجیح میدیم از اون مغازه بزرگه خرید کنیم. همون که دو دهنه است. همون که پر از نور و رنگ و موسیقی اطلاعت بیشتر دربارهبه احترام رفتار قابل ستایش نشر قطره و به یاد کتاب فروشی دوست داشتنی «چیستا»ی بابل[…]

کاش سال نو نشه

ساعت هفت شب بود. میدان فردوسی. من و مهسا. داشتیم از عرض خیابون قرنی رد میشدیم تا سوار ماشینی بشیم که مقصدش هفت تیر یاشه. تا فرار کنیم از حجم آوارگونه سر و صداهای میدون فردوسی توی شبهای آخر سال. درست ابتدای خیابون یه پژوی تیره (سرمه ای؟ سیاه؟ نمیدونم…) منتظر مسافر بود و دقیقا اطلاعت بیشتر دربارهکاش سال نو نشه[…]