می 2018

امان از عدد…

از زندگی روزمره و اجتماعی گرفته تا مدرسه و دانشگاه، پر است از متر و معیارهایی که مبنای آن‌ها عدد است. آدم موفقی که موفقیتش با حساب بانکی و تعداد و قیمت ملک و املاکش سنحیده می‌شود. دانش آموز موفقی که موفقیتش تنها بر اساس معدل و نمره‌هایش سنجیده می‌شود و مصال‌های بسیار زیادی که در طی یک روز بارها و بارها با آن‌ها مواجه می‌شویم. اصلا دلم نمی‌خواهد وارد زندگی اجتماعی و روحیات مرتبط با عدد دوستی‌مان صحبت کنم. اما این موضوع زمانی برایم… ادامه »امان از عدد…

جنگ و دیگر هیچ

جاسم میگه تو بگو اگه بشار می‌رفت کی باید جاش می‌اومد؟ سه سال قبل که اومدم تهران، داعش تو ۴۰ کیلومتری دمشق بود. این بشار و ایران بودن که کمک کردن داعش رو پس روندن. میگه آخرش همه شاکر ایران میشن که باعث شد داعش جلوتر نیاد و امنیت برقرار شد. سکوت می‌کنم و نگاه میکنم به این جوون در آستانه‌ی ۲۳ سالگی. از دوستاش میگه که مثل خودش باهوش بودن. از اونایی که بعد شروع جنگ بیشترشون کشته شدن. یا تو جنگ مستقیم یا… ادامه »جنگ و دیگر هیچ

بوی خوش …

این روزها برای یک تمرین خود خواسته بخشی از فیلم «بوی خوش زن» را بارها دیده‌ام. منظورم دقیقا قسمت انتهایی فیلم است جایی که درون مدرسه شبه دادگاهی تشکیل شده برای یکی از دانش آموزان. از بازی خوب که چه عرض کنم فوق العاده «ال پاچینو» بارها صحبت شده است اما برای من بارها دیدن این صحنه نکته جالبی را روشن کرد. در بخشی از شبه مونولوگی که توسط ال پاچینو گفته می‌شود این حرفها می‌آید: من نمی‌دونم، این چارلی که اینجا ساکت نشسته حق… ادامه »بوی خوش …