مرداد ۱۳۹۷

از رنجی که می‌کشیم…

مثلا من، مدیر یک مجموعه چشم پزشکی هستم (مثلا مدیر پژوهش) مثلا من، با کلی آدم آشنا هستم در این مجموعه که صبح به صبح شبیه این معتمدین محل با همه سلام و احوال‌پرسی می‌کنم. مثلا یک دوستی تماس می‌گیرد و از من خواهش می‌کند که آیا ممکن است بیاید و چشمش توسط یک چشم‌پزشک خوب معاینه شود. (مثلا احتمالا فکر می‌کند که حضور من به حساب ۴ سال سابقه همکاری با این مجموعه، باعث تسهیل کارش می‌شود. هم از نظر معرفی پزشک خوب و… مطالعه بیشتر »از رنجی که می‌کشیم…

مدریت تغییر… چیزی که دوست داریم رخ دهد اما…

برای درک اولیه از اینکه مدیریت تغییر چیست نیاز به جستجوی آنچنانی نیست. یک گوگل و یک ویکی پدیا کمک خوبی است برای اینکه سرنخ ماجرا را به ما بدهد. وقتی بیشتر بخوانیم و بیشتر بدانیم به این نکته پی می‌بریم که تقریبا سازمان و مجموعه‌ای نیست که با موضوعی به اسم مدیریت تغییر دست و پنجه نرم نکند. نیاز به مدیریت تغییر می‌تواند از بروز و ظهور تکنولوژی مورد نیاز سازمان حس شود تا فرایند اجرایی و عملی جدیدی که سازمان قانون گذار وضع می‌کند تا… مطالعه بیشتر »مدریت تغییر… چیزی که دوست داریم رخ دهد اما…

یک تجربه… منتوری

سالار به من زنگ زد و گفت یک عده برای یک المپیاد کارآفرینی که وزارت بهداشت مسئول برگزاری آن است احتیاج به یک منتور بی جیره و مواجب دارند که تیمی را منتوری کند. ما چند دوره‌ای برگزار کرده بودیم که در آن به ما منتور می‌گفتند اما خودم می‌دانستم که این کجا و آن کجا. یک منتور باید از یک حداقل توانایی برای آن کار بهره‌مند باشد این را از پادکست‌های ۱۰ صبح یاد گرفته بودم. در فصل اولش قسمتی داشتند که توی آن… مطالعه بیشتر »یک تجربه… منتوری