Don’t be worried, it’s OK یا … ما میدونیم که برای چی می‌میریم…

خواهش میکنم قبل از خوندن این متن به این آهنگ گوش بدید. تصور کنید قراره این آهنگ رو تو یه میدون جنگ یا پشت خط مقدم یا بین نخل‌های جنوب یا … هر جایی که بوی جنگ میده و خون، گوش کنیم. تصور کنید قراره این آهنگ رو وقتی طالبان داره به مزارشریف حمله میکنه، گوش کنیم. یا وقتی کنار گوش‌مون تو بازار بغداد بعد از منفجر شدن بمبِ یه

دوریم از هم خیلی دور…

آقا قبول ندارید همه‌مون یه جورایی نژاد پرستیم؟ و تونستیم این مرزهای نژادپرستی رو جا به جا کنیم و گسترش بدیم و دیگه فقط ایرانی بودن رو تنها معیار برتری ندونیم. یه خرده که از متر و معیارهای پرسش‌نژاد در سطح بین‌الملل (مثل اینکه ما از همه باهوش‌تریم و داریم ناسا رو می‌گردونیم و ما همه دنیا رو آباد کردیم مثلا همین دبی چی بود ما رفتیم آبادش کردیم یا

‘Let No One Ignorant of Geometry Enter Here’

مهرداد یه ویدئو برام فرستاده که متن زیر ویدئو این بود: خبرگزاری فارس: «ششمین دوره مسابقات ملی محاسبات ذهنی با چرتکه، صبح امروز با حضور ۲۳۲ کودک نخبه ایرانی در تهران برگزار شد.» یه مسابقه برای کودکان، که به صورت ذهنی و با کمک تکنیک‌هایی که یاد گرفته‌اند، مسائل عددی رو حل می‌کنند. یه سالن بزرگ، بچه‌هایی با لباس‌های یک دست. پدر و مادرهایی که شبیه فیلم‌های هالیوودی آمده‌اند تا فرزندانشون

کاشکی کاشکی داوری داوری داوری درکار درکار درکار درکار

اراکی‌ها می‌گویند: “عراصه بهش تنگ اومده”. همان تنگ آمدن عرصه. تنگ آمده بود عرصه‌ی این زندگی‌ پر از رنج لابد. همه چیزش با همه چیزش همخوانی دارد. همایِ عبدالفتاح سلطانی را که نمی‌شناختم. عبدالفتاح سلطانی را چرا اما اندک. می‌دانم کسانی که برای بهتر شدن حال کشورشان تلاش می‌کنند آدم‌های شریفی هستند. می‌دانم آدم‌هایی هستند که از شغل‌شان آبرو نمی‌گیرند به آن آبرو می‌دهند. می‌دانم و مطمئن هستم که عبدالفتاح