تجربه من در دانشگاه یا ما به رئیس‌هامون یاد می‌دیم چطوری رفتار کنند

اگر این دو پست مرتبط با دانشگاه (۱ و ۲) را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم یک نگاهی به آن‌ها بیندازید. البته خیلی هم ربطی به این نوشته ندارد اما شاید برایتان جالب باشد دانستن این تجربه‌ها. یک خبرنامه داخلی ماجرا از این قرار است که دانشگاه ما چند سالی هست که یک خبرنامه (بولتن) داخلی چاپ می‌کند. این رویه در زمان ریاست قبلی دانشگاه شروع شد و در زمان ریاست فعلی

تجربه‌ی من در دانشگاه- بخش دوم

ماجرا از این قرار است که هر عضو هیات علمی تمام وقت باید ۳۲ ساعت از هفته را در دانشگاه سپری کند، این در حالی است که پست اجرایی مثل مدیریت گروه یا ریاست دانشکده یا معاونت را نداشته باشد، که در این شرایط ساعات گفته شده تغییر می‌کند. به عبارتی کف حضور ۳۲ ساعت است. ۱۶ ساعت آموزش و ۱۶ ساعت پژوهش. خیلی خوب است. جان می‌دهد برای فکر

تجربه من در دانشگاه، بخش اول

در دانشگاه تدریس می‌کنم. در دانشگاهی با ۵۳۰ واحد، شاخه، شعبه، برنچ یا هر چیز و اسم دیگری ازآن. با مدرک ارشد مهندسی صنایع. از سال ۹۰ . از آبان سال ۹۰ . دکتری نگرفته‌ام. قصدش را هم ندارم. برایم نامه رکود علمی زده‌اند، که شما دچار رکود از نوع علمی‌اش هستید، وقتی دلیلش را می‌پرسم می‌گویند برو مقطع دکتری تا این نامه اجرایی نشود. نمی‌پرسم اگر اجرایی بشود، چه

بیمارستان… وای از بیمارستان

برای دیدن پزشکی و مشورت گرفتن از او در به در شده‌ام بین این بیمارستان و آن بیمارستان.
در به در سایت و اینترنت و هر جا که بشود دکتر را یافت.
آخرش مهرداد آدرسش را در بیمارستانی پیدا کرد.
نه ساعتی نه آدرسی نه شیوه نوبت‌گرفتنی و نه حتی اینکه پزشک می‌آید یا خیر یا …