آسایشگاه پادگان ۰۱، حسین و غزل

چه قدر شعر خوب بود. چه قدر متناقض بود با اون محیط و چه قدر می‌چسبید. روح آدم جلا پیدا می‌کرد.همه آسایشگاه مشتاق شده بودند که اینها چی میخونند این قدر حال میکنند. بعد که فهمیدند حسین شاعر است و شعر کلام رد و بدل شده‌ی بین ما، هرکی رفت سی خودش.

بازخورد … روایت سازندگی و ویرانی

در توییتر مجله HBR، مقاله ای دیدم در باب بازخورد. به قلم خانم Jennifer Porter. خوشم آمد و تصمیم گرفتم همزمان با تعریف بخش‌هایی از این مقاله نگاه خودم را هم بنویسم. منظور بازخورد مولد است یک بازخورد پربار. خواه با ابزار تشویق خواه نقد. نه از این جنس بازخوردهای تو خالی، پوچ و بدون بهره که یا پر از ناسزار هستند یا مملو از تملق متعفن. آخرش که چه؟؟؟