تفکر سنجش‌گرایانه

تجربه من در دانشگاه یا ما به رئیس‌هامون یاد می‌دیم چطوری رفتار کنند

اگر این دو پست مرتبط با دانشگاه (۱ و ۲) را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم یک نگاهی به آن‌ها بیندازید. البته خیلی هم ربطی به این نوشته ندارد اما شاید برایتان جالب باشد دانستن این تجربه‌ها. یک خبرنامه داخلی ماجرا از این قرار است که دانشگاه ما چند سالی هست که یک خبرنامه (بولتن) داخلی چاپ می‌کند. این رویه در زمان ریاست قبلی دانشگاه شروع شد و در زمان ریاست فعلی هم ادامه دارد. اگر اشتباه نکنم هر دو هفته منتظر می‌شود. جزئیات این خبرنامه یک… ادامه »تجربه من در دانشگاه یا ما به رئیس‌هامون یاد می‌دیم چطوری رفتار کنند

آیا شیوه “فکر کردن” ما هم خود بخشی از مساله است؟

قبل از اینکه تفکر را به صورت جدی و به عنوان یک مهارت شروع کنیم، باید این مساله را بپذیریم که فرایند “فکر کردن”  ما به صورت کاملا طبیعی و نرمال، پر از عیب و ایراد است. به عبارتی ناقض بودن این فرایند خود امری طبیعی است.

فکر کردن … مساله فقط این است…

چیزی شبیه طرح مساله هیچ کاری نیست که ما به عنوان یک انسان انجام دهنده آن باشیم اما در آن فکر کردن جایی نداشته باشد حتی اگر خودمان هم ندانیم که در آن لحظات سلول‌هایی در مغزمان همانند مورچه‌های کارگر در حال انجام فعالیت هستند. آینده ما بر اثر کار کردن خوب یا بد این سلول‌ها رقم می‌خورد. فکر ما می‌گوید که: چه باوری داشته باشیم، چه چیزی را رد یا تایید کنیم، چه چیزهایی برایمان دارای اهمیت یا بی‌اهمیت است، چه چیزهایی درست …… ادامه »فکر کردن … مساله فقط این است…