مغالطه‌ی چیدن گیلاس یا چه چیزهایی را به من نگفته‌اند؟

خیالمان را راحت کنیم به عنوان یک مدیر در سازمان، ما همیشه در معرض اطلاعات دست دوم هستیم. یعنی باید بپذیریم که همیشه و با یک احتمال بسیار زیاد ممکن است اطلاعاتی که مبنای تصمیم گیری ماست با مغالطه‌ی چیدن گیلاس آغشته شده باشد.

تجربه من در دانشگاه یا ما به رئیس‌هامون یاد می‌دیم چطوری رفتار کنند

اگر این دو پست مرتبط با دانشگاه (۱ و ۲) را نخوانده‌اید، پیشنهاد می‌کنم یک نگاهی به آن‌ها بیندازید. البته خیلی هم ربطی به این نوشته ندارد اما شاید برایتان جالب باشد دانستن این تجربه‌ها. یک خبرنامه داخلی ماجرا از این قرار است که دانشگاه ما چند سالی هست که یک خبرنامه (بولتن) داخلی چاپ می‌کند. این رویه در زمان ریاست قبلی دانشگاه شروع شد و در زمان ریاست فعلی

آیا شیوه “فکر کردن” ما هم خود بخشی از مساله است؟

قبل از اینکه تفکر را به صورت جدی و به عنوان یک مهارت شروع کنیم، باید این مساله را بپذیریم که فرایند “فکر کردن”  ما به صورت کاملا طبیعی و نرمال، پر از عیب و ایراد است. به عبارتی ناقض بودن این فرایند خود امری طبیعی است.