این شعر را با صدای شاملو بخوانید…

به خاطرِ ناودان، هنگامی که می‌بارد
به خاطرِ کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطرِ جارِ سپیدِ ابر در آسمانِ بزرگِ آرام

به خاطرِ تو
به خاطرِ هر چیزِ کوچک هر چیزِ پاک بر خاک افتادند
به یاد آر
عموهایت را می‌گویم
از مرتضا سخن می‌گویم.

بوفون- کیه لینی … سالار جاده های بندر…

شاید فوتبال شبیه ترین و واقعی ترین بازیِ جدیِ نزدیک به زندگی باشه. شاید اصلا خودش باشه، خود زندگی. نمیدونم. اما حال فوتبال حال غریبیه. مثل گلی که با دست خدا زده شد. مثل منچستریونایتد و بایرن مونیخ در فینال جام باشگاه های اروپا ۱۹۹۹ و آن چند دقیقه ی طوفانی. (بازی نکردن دایی در اطلاعت بیشتر دربارهبوفون- کیه لینی … سالار جاده های بندر…[…]

صِفر کلوین… یا در ستایش احسان عبدی پور

روزهای اول سال ۹۴ بود. بعد از پایان تعطیلات مزخرف عید. داشتم میرفتم به سمت یه شرکت برای انجام کارهای ایزو و چرندیات مرتبط با اون. آن روز ماشین داشتم با خودم. سی دی داستان های آخرین شماره مجله داستان رو تو ماشین داشتم. مجله مربوط به اسفند ۹۳ و فروردین ۹۴ میشد. از جنس اطلاعت بیشتر دربارهصِفر کلوین… یا در ستایش احسان عبدی پور[…]