ناتورِ دشت … یا لعنت به تو ای هولدن کالفیلد

ناتورِ دشتم. می دونم مضحکه ولی فقط دوس دارم همین کارو بکنم، با این که می دونم مضحکه.

فرهنگ در سازمان … یک تجربه ی تلخ

در مدت تقریبا ۱۰ سالی که دارم کار میکنم و درس میدم با موارد متعددی از سبک های مدیریت سازمانی برخورد کردم که برام جالب بوده، البته اوایل. اما الان دیگه تعجب نمیکنم. سازمان هایی که مدعی این هستن که به صورت خصوصی اداره میشن. اما به طرز اعجاب آوری شبیه سازمان های دولتی رفتار اطلاعت بیشتر دربارهفرهنگ در سازمان … یک تجربه ی تلخ[…]

صِفر کلوین… یا در ستایش احسان عبدی پور

روزهای اول سال ۹۴ بود. بعد از پایان تعطیلات مزخرف عید. داشتم میرفتم به سمت یه شرکت برای انجام کارهای ایزو و چرندیات مرتبط با اون. آن روز ماشین داشتم با خودم. سی دی داستان های آخرین شماره مجله داستان رو تو ماشین داشتم. مجله مربوط به اسفند ۹۳ و فروردین ۹۴ میشد. از جنس اطلاعت بیشتر دربارهصِفر کلوین… یا در ستایش احسان عبدی پور[…]