تفکر سنجش‌گرایانه

رنج روز افزون…

فکر این روزها رنج شایعات و سردرگمی ناشی از آن، رنج عظیم‌تری را بر ما تحمیل می‌کند. خبرهای بدون منبع، اطلاعات بی‌پایه، نسخه‌های بدون پشتبان و … در ادامه مواردی را که در این مدت دیده‌ام و بیشتر از بقیه موارد در ذهنم مانده را می‌آورم.

مدیریت با تفکرات صُلبی

کسانی که دارای مدل ذهنی ثابت یا صُلبی هستند، چه مادربزرگ من باشد یا مدیریت یک سازمان خصوصی چند ده ساله یا یک معلم یا یک پدر و مادر یا هر کسی، فرض اولیه‌شان این است که حقیقت را در آن زمینه یافته‌اند. تصور می‌کنند حقیقت آن مسأله خاص (راز تربیت فرزند، راز پاکیزگی یا راز مدیریت سازمان و …) برایشان آشکار شده است. فرض را بر یکتا بودن آن مسیر و آن راه حل می‌پندارند.

مغالطه‌ی چیدن گیلاس یا چه چیزهایی را به من نگفته‌اند؟

خیالمان را راحت کنیم به عنوان یک مدیر در سازمان، ما همیشه در معرض اطلاعات دست دوم هستیم. یعنی باید بپذیریم که همیشه و با یک احتمال بسیار زیاد ممکن است اطلاعاتی که مبنای تصمیم گیری ماست با مغالطه‌ی چیدن گیلاس آغشته شده باشد.