تصویر اول؛ کلی گویی آفت…
رئیس صداوسیما کاهش مخاطبان تلویزیون را تایید کرد. این خبر را اگر نخواندید هم به جایی بر نمیخورد. نشست صمیمانه. هنر. هنرمندان. دست به دست هم دهیم و مشکلات را حل کنیم. پر است از همین کلماتی که اینقدر تکرار شدهاندخودشان به تنهایی میتوانند یک برنامه طنز را خوراک دهند. کلی گویی آفت است برادر. البته اخیرا همه شدهاند اپوزوسیون. همه.
تصویر دوم؛ خروج از مدار
صحبت لایو اینستاگرامی علی فروغی مدیر وقت شبکه سه در مورد عادل فردوسی پور.
تصویر سوم؛ سروش صحت
نام سروش صحت را در گوگل سرچ میکنم.
تصویر ؟؛ آفت… رضایت آقای دکتر به هر قیمتی
روزی در یکی از سازمانهای نسبتا خصوصی در جلسه مدیران مجموعه با رئیس هیات مدیره حضور داشتم. جلسه از آن دست جلسات بیخاصیت بود. طولانی. بیهدف. خسته کننده. جلسه که تمام شد. آدمها شکل صندلیای شده بودند که رویش نشسته بودند و بلند شدن از روی صندلی همراه با شکستن صدای قلنجشان بود. به یکی از مدیران گفتم، میدانی چرا سالهاست همین مشکلات برقرار است و قانون بقای مشکل در این سازمان جاری است؟ به خاطر اینکه
افراد کار نمیکنند که کار خوبی ارائه دهند، افراد کار میکنند تا رضایت آقای دکتر را جلب کنند.
پینوشت ۱٫ شاید باید بارها و بارها و بارها ویدیوی علی فروغی را دید. شاید بشود فهمید چه نوع مدل ذهنی مسبب آفت شده است.
پینوشت ۲٫ احسان عبدی پور در مورد عادل فردوسی پور متنی نوشته است که در کرگدن شماره ۱۳۲ چاپ شده است.
دیدگاهها
نمیدونم الان این متن بخشیش در تایید سروش صحت و اون برنامه بیخاصیت بود، یا در تقبیح صدا و سیما! سروش صحت هم حاصل همین صدا و سیمای بیخاصیت است. سلبریتیپرور، یاوهگو و مهملباف!
نویسنده
در تایید سروش صحت بود. من با فردی آشنا هستم که از اعضای اتاق فکر برنامه کتاب باز هست. نقدهایی داشتم در مورد برنامه که هم به آقای صحت برمیگشت هم به برنامه. اما این شیوههای کنار گذاشتن آدمها برام دردناکه. البته حق میدم به شما خیلی گنگ نوشتم. شاید چون ناراحت بودم.
از چند سو این رفتارها بده. یکی اینکه فکر میکنم این شیوه ها صحت رو میبره کنار فردوسی پور و تبدیلش میکنه به یه سوپر استار حوزه فرهنگی. بدم نیست لزوما.
از یک سوی دیگه یاد آدمهایی شبیه شهریاری می افتم که همین رفتار صدا و سیما تبدیلش کرد به خواننده عروسی.